رسول اکرم(ص) : هر كس امر بمعروف و نهى از منكر نمايد، جانشين خدا در زمين و جانشين رسول اوست.

شهرستانی که در ۱۹ بهمن ۵۷ درخشید؛ شب‌های تاریک و دلهره آور کمیجان؛ سرتیتر اخبار رادیو BBC

نمایش خبر : 733 | تاریخ انتشار : 19 بهمن 1396

به گزارش سلام کمیجان، از صبح روز نوزدهم بهمن، سیل ماشین های پرجمعیت از روستاهای اطراف به ویژه روستاهای فراهان به کمیجان سرازیر شد، جمعیت در میدان انقلاب (پارک شهدای فعلی) محله سراب موج می زد. آمار جمعیت به بیش از ۳۰ هزار نفر می رسید، عده  زیادی از آنها مسلح بودند و برای حمایت از مردم کمیجان و مقابله با ایادی رژیم به کمیجان آمده بودند. غذایی برای مردم فراهم شد، همه مردم از برکت انقلاب در مسجد سراب و خانه های اطراف ناهار صرف می کردند و بعد از ناهار مردم تصمیم گرفتند که به روستاها بازگردند و فقط افرادی بمانند که اسلحه دارند.

حرکت مردم به روستاهایشان بعد از ناهار شروع شد و در حدود ساعت ۴ آخرین نفرات نیز از کمیجان خداحافظی کردند. البته در فاصله این ساعات جوانان زیرک در مسیر تنها خیابان اصلی و ماشین رو که از طرف پاسگاه به محله سرآب منتهی می شد در یک قسمتی که خیابان کمی تنگ بود ده ها لاستیک را آتش زده بودند و در میان شعله های آتش گاوآهنی را انداخته بودند که کاملا از شدت حرارت سرخ شده بود.

 

وقتی که مردم روستاها رفتند، جاسوسان به پاسگاه خبر داند، چرا که تا آن موقع جرات حمله و بیرون آمدن از پاسگاه را نداشتند، کامیون های پر از سرباز به سوی جاده سرازیر شد و در جلوی آنها تعداد زیادی از سرباز پیاده و اتومبیل فرمانده و درجه داران از پاسگاه (مقابل بانک ملی فعلی) تیراندازی شدید را شروع کردند. رگبار تفنگ های ژ۳ و مسلسل ها، گوش ها را کر می کرد. آنها با احتیاط تمام پیش می آمدند، اکثر جمعیت در محله سراب حضور داشتند.

وجود آتش و گاو آهن سرخ شده که با هیچ وسیله ای نمی شد آن را کنار بزنند، یک ساعتی وقت آنها را گرفت ولی رگبار گلوله به سوی منازل و جهات مختلف بدون هدف شلیک می شد. این یک ساعت توقف به مردم فرصت داد که جابه جا شوند و به منازل خود بروند و یا در پشت بام ها سنگر بگیرند.

به مرور زمان رگبار گلوله ها بیشتر می شد چند نفری در پیشاپیش کامیون ها چسبیده به دیوارهای شمالی و چند نفری چسبیده به دیوارهای جنوبی حرکت می کردند و سمت مقابل خودشان را تیراندازی می کردند که از حمله ناگهانی مردم از بام ها در امان باشند، این نمایش در عقبه کاروان نظامی هم وجود داشت.

کاروان وارد میدان انقلاب شد که در این موقع شهید صفرعلی دستجانی که در پشت بامی که پنهان شده بود، کمی زودتر بلند شد، به محض برخاستن یکی از ژاندارم ها که از عقبه کاروان می آمد به سوی او شلیک کرد شهید دستجانی افتاد.

 

 در همین زمان که کاروان تقریبا به وسط میدان رسیده بودند ناگهان از پشت بام خانه یکی از اهالی کوکتل مولوتفی قوی به سوی کامیون حامل نظامیان پرتاب شد که موجب شد سپر دفاعی کاروان شکسته شود و عداه از نظامیان زخمی شوند... عده ای از سربازان سراسیمه آن منزل و اطراف میدان را به رگبار بسته بودند.

بالاخره نظامیان توانستند نیروهای زخمی خود را از روی زمین جمع کرده و در کامیون ها جای دهند، تیراندازی همچنان ادامه داشت تا این که از کمیجان خارج شدند و به طرف جاده فریس آباد رفتند. چندکیلومتری که از کمیجان فاصله گرفتند آنجا در بیابان توقف کردند به طوری که قابل رویت بودند، نزدیک یک ساعت در آجا به جنب و جوش مشغول بودند که بعدا معلوم شد که آنجا زخمی ها را پانسمان می کردند. سپس از آنجا به طرف سمقاور رفتند وگویا زخمی ها را به اراک و از آنجا به تهران اعزام کرده بوند. که برخی منابع آمار زخمی ها را ۲۸ نفر گزارش دادند.

در این فاصله به جز از یک مکان صدا برنخاست و آنجایی بود که شهید دستجانی افتاده بود، فریاد اینجا کسی تیر خورده است بلند شد، وقتی به بالای سر او رسیدیم هنوز به سختی نفس می کشید، صدای زاری و شیون بلند شد، وقتی که شب فرا رسید، نگرانی از حمله مجدد ژاندارم ها از یک طرف و تاریکی مطلق از طرف دیگر بر فضای کمیجان حاکم بود، خیلی ها از پشت بام ها به راه سمقاور نگاه می کردند، برخی شایعه کردند که از اراک نیروی کمکی خواسته اند و الان کمیجان در محاصره است.

 

کار دیگری که آن شب صورت گرفت اعزام جسم مطهر شهید دستجانی از طرف انار به محل سکونتش بود البته چندنفری از ژاندارمها شبانه برای گرفتن اسلحه به عیسی آباد آمده بودند که به محض نزدیک شدن با تیراندازی مواجه شدند که راه رابه طرف کمیجان کج کرده و برای بردن شهید به درمانگاه رفتند که فهمیدند جنازه مطهر شهید به جای نامعلومی انتقال یافته است.

آن شب با وحشت و نگرانی به صبح رسید، روشنایی امید بیشتری به مردم داد، خبر محاصره کمیجان به گوش مردم انقلابی اراک رسید، عده ی زیادی از مردم اراک با رهبری و هدایت حجت الاسلام سید مجتبی میرجعفری در مقابل هنگ ژاندارمری تحصن کرده بودند و خواستار رفع محاصره از مردم کمیجان شدند.

به خوبی یادم هست که مرحوم میر جعفری در نزدیک ظهر روز بیستم بهمن با یکی دو نفر از جوانان انقلابی با وانتی به کمیجان آمدند و برای مردم کمیجان که در محاصره بودند نان آورده بودند. ولی گویا نان هدف دوم بود زیرا در زیر نان کوکتل و سه راهی و مواد منفجره برای مردم آورده بودند که به وسیله آنها با ژاندارم ها مقابله کنند. وقتی متوجه شدند که آمادگی مردم بیش از این حرف هاست و این ژاندارم ها هستند که از ترس مردم به سمقاور گریخته اند به اراک مراجعت نمودند.

 

بازتاب حرکت ۱۹ بهمن کمیجان

حرکت انقلابی مردم کمیجان و حومه بازتاب وسیعی در داخل و خارج از کشور  داشت به طوری که در داخل کشور با تشکر مهندس بازرگان از حرکت مردم کمیجان؛ همه شهرها، این منطقه دورافتاده را را شناختند و نام کمیجان زبانزد نیروهای انقلابی شد.مردم برخی شهرستان ها به ویژه مردم اراک از این تحصن اعلام حمایت کردند تا محاصره کمیجان شکسته شود.

از موارد دیگر بازتاب این حرکت در خارج از کشور این بود که رادیوهای مسکو  و بی بی سی این اقدام انقلابی مردم کمیجان را در اخبار رسمی خود پخش نمودند.

 

 

 

ادامه دارد...

 

برگرفته شده از کتاب حماسه حضور؛ به قلم ابوالفضل فخرالاسلام

انتهای پیام/

 

 

دیدگاه کاربران
دیدگاهی توسط کاربران ثبت نشده است .

اطلاعات

ارسال نظر به این پست پس از 10 روز پس از انتشار امکان پذیر می باشد
منشور اخبار
salamup.ir
telegram
nashrkhabar.ir